اناجیل واعمال رسولان رسالات پولس رسول رساله عبرانیان رساله یعقوب رسالات پطرس رسول رسالات یوحنا رسول رساله یهودا کتاب مکاشفه
انجیل متی رومیان افسسسیان دوم تسالونیکیان عبرانیان یعقوب اول پطرس اول یوحنا یهودا مکاشفه
انجیل مرقس اول قرنتیان فیلیپیان اول تیموتاوس دوم پطرس دوم یوحنا
انجیل لوقا دوم قرنتیان کولسیان دوم تیموتاوس سوم یوحنا
انجیل یوحنا غلاطیان اول تسالونیکیان تیطس
اعمال رسولان فلیمون
فهرست کلام خدا: عهد جدید X   پنجره را ببندید




کتاب مقدس برای تمام فصول (۲۷)

بخش «کتاب مقدس برای تمام فصول» شامل بررسی ۵۲ فصل کلیدی کتاب مقدس است. با مطالعه یک فصل در هفته، شما در طول یک سال (۵۲ هفته) شناخت عمیق تری از حقایق و تعالیم اساسی کلام خدا حاصل می کنید و تصویری جامع از کل کتاب مقدس در ذهنتان شکل می گیرد. ( همه آیات از ترجمه فارسی هزاره نو و گاهی از ترجمه قدیم فارسی کتاب مقدس برگزیده شده اند.)
برای درک بهتر می توانید ابتدا فصل مورد بحث را در بخش انتهایی این صفحه بخوانید؛ سپس بررسی آن را در ابتدای همین صفحه دنبال کنید.

بررسی رساله افسسیان ۱

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، ادوارد سرکیسیان هستم و فصل دیگری از مجموعه ۵۲ فصل کلیدی کتاب مقدس را در این مبحث بررسی خواهم کرد؛ فصلی که برای این منظور در نظر گرفته ام فصل اول رساله اَفِسُسیان است. روح القدس به قلم پولس رسول در رساله افسسیان یکی دیگر از پرده های اسرار الهی را کنار میزند و رازهایی از ابتدای آفرینش جهان هستی و حقایق شگفت انگیزی که چشمی آن را ندیده، گوشی آن را نشنیده و به خاطر کسی خطور نکرده است را برای ما مکشوف می سازد؛ در این مبحث صرفا به فصل اول این رساله می پردازم.
بدون شک مطالعه این بررسی روح هر ایماندار واقعی را مانند عقابی در اوج های امید و شادی به پرواز در می آورد. اگر از امور روزمره و تکراری خسته شده اید و مایلید از هیاهو و شلوغی بی پایان و زرق و برق توخالی و گذرای این دنیا اندکی دوری جویید مطمئنا مطالعه این بررسی به شما چنان آرامش و شادی عمیقی می بخشد که قبلا هرگز آن را تجربه نکرده اید؛ اگر به هر دلیلی افسرده، غمگین و از مسائلی که در زندگی خودتان و یا اطرافیانتان می گذرد دلشکسته هستید مطالعه این بررسی شما را از چنگال غول افسردگی و یاس نجات خواهد داد و «امیدی تازه» در وجودتان جوانه خواهد زد!
پولس رسول گویی برای لحظاتی اندک ما را در روح به قبل از «نقطه صفر زمان» منتقل می کند و از افق های ازلی و بی نهایت دور، پیش از آفرینش جهان هستی را به ما نشان می دهد. چنین دانشی شگفت آور، منحصر به فرد و بی نظیر است. گویی خدای قادر مطلق این امتیاز را به فرزندانش داده است که نه تنها در کتاب مکاشفه عهد جدید از فرجام و مقصد نهایی جهان هستی آگاه شوند بلکه حتی پرده اسرار را اندکی کنار زده است تا از وضعیت پیش از آفرینش جهان هستی نیز آگاه شوند!
اگر با این توضیحات در خود می اندیشید که این بحث احتمالا فلسفی و انتزاعی است و بنابراین جنبه کاربردی ندارد کاملا در اشتباهید؛ بدون شک این بررسی زندگی شما را دگرگون خواهد کرد و نگرشی تازه به خود و جهان اطراف خواهید داشت. همانطور که قبلا بارها در تارنمای فیض و راستی یادآوری کرده ام جهان بینی ما (چه از وجود آن اطلاع داشته باشیم یا نه)، رفتار، گفتار و کردارمان را هدایت می کند و به آنها جهت می دهد. پولس رسول در فصل های ۴ تا ۶ به ایمانداران اَفِسُس امر می کند که رفتار، گفتار و کردارشان باید مطابق حقایقی که وی در فصل های ۱ تا ۳ به آنان می آموزد باشد:

1پس من که به‌خاطر خداوند در بندم، از شما تمنا دارم به شایستگی دعوتی که از شما به عمل آمده است، رفتار کنید، افسسیان ۴: ۱و۲

8شما زمانی تاریکی بودید، امّا اکنون در خداوندْ نور هستید. پس همچون فرزندان نور رفتار کنید. 9زیرا ثمرۀ نور، در هر گونه نیکویی، پارسایی و راستی است. افسسیان ۵: ۸

با این مقدمه مختصر اجازه دهید به فصل اول بپردازیم و آن را آیه به آیه بررسی کنیم. پولس رسول مثل همیشه با سبک نگارش رساله ای معروفش، فصل اول را با معرفی خودش آغاز می کند:

1از پولس که به خواست خدا رسول مسیحْ عیسی است، افسسیان ۱:۱

پولس در همان ابتدا تاکید می ورزد که وی به اراده خدای پدر و مسیح خداوند برای منصب رسالت برگزیده شده است. رسالت پولس این بود که پیام انجیل (مکاشفات و وحی الهی) را به همه و مخصوصا غیر یهودیان بشارت دهد.
پولس بر خلاف رهبران مذهبی و انبیای کاذب در طول تاریخ بشری، مستقیما از سوی خدا و به اراده الهی برای این رسالت مامور شده بود و همچون دیگر رسولان مسیح، تمام نشانه ها و ویژگی های یک رسول واقعی را دارا بود؛ پولس خطاب به ایمانداران شهر قُرِنْتُس در اشاره به خدماتش در این کلیسا می گوید:

12نشانه‌های رسالت، در نهایتِ بردباری در میان شما به ظهور رسید، با آیات و عجایب و معجزات. دوم قرنتیان ۱۲: ۱۲

همچنین در بخش های دیگری از عهد جدید نیز بر این موضوع تاکید شده است:

11خدا به دست پولس معجزات خارق‌العاده ظاهر می‌ساخت، اعمال رسولان ۱۹: ۱۱

11ای برادران، می‌خواهم بدانید انجیلی که من بدان بشارت دادم، انجیلی بشری نیست، 12زیرا من آن را از انسان نیافتم، و کسی نیز آن را به من نیاموخت؛ بلکه آن را از طریق مکاشفۀ عیسی مسیح دریافت کردم. غلاطیان ۱: ۱۱و۱۲

4زیرا ای برادران که محبوب خدایید، از برگزیدگی شما آگاهیم. 5چرا که انجیلِ ما تنها نه با کلمات، بلکه با قدرت و روح‌القدس و یقین کامل به شما رسید، چنانکه نیک می‌دانید به‌خاطر شما چگونه در میانتان رفتار کردیم. اول تسالونیکیان ۱: ۴و۵

17پس در مسیحْ عیسی به خدمت خود به خدا افتخار می‌کنم. 18زیرا به خود اجازه نمی‌دهم از چیزی سخن بگویم، جز آنچه مسیح برای اطاعت غیریهودیان از طریق من به انجام رسانیده است، چه به وسیلۀ سخنان و چه از طریق کارهایم. 19او این را به نیروی آیات و معجزات، یعنی به نیروی روح خدا انجام داده است، آن‌گونه که از اورشلیم تا ایلیریکوم دور زده، به انجیل مسیح به کمال، بشارت دادم. رومیان ۱۵: ۱۷-۱۹

سپس پولس بلافاصله به کسانی که مخاطبان این رساله بودند اشاره می کند:

۱…به مقدسینِ ساکن در شهر اَفِسُس، به آنان که در مسیحْ عیسی وفادارند:
۲فیض و سلامتی از سوی خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح، بر شما باد. افسسیان ۱: ۱و۲

پولس این رساله را احتمالا از شهر روم و زمانی که در آنجا زندانی بود (۶۰-۶۲ میلادی) مینویسد و از طریق تیخیکوس یکی از همکارانش برای کلیسای اَفِسُس می فرستد:

1پس من که به‌خاطر خداوند در بندم،… افسسیان ۴: ۱

19برای من نیز دعا کنید، تا هرگاه دهان به سخن می‌گشایم، کلام به من عطا شود تا راز انجیل را دلیرانه اعلام کنم، 20که سفیر آنم، هرچند در زنجیر! دعا کنید که آن را با شهامت اعلام کنم، چنانکه شایسته است.افسسیان ۶: ۱۹و۲۰

21برای آنکه از احوال من آگاه باشید و بدانید چه می‌کنم، تیخیکوس، برادر عزیز و خادم وفادار در خداوند، همه چیز را به شما خواهد گفت. 22من او را به همین منظور نزدتان می‌فرستم تا از احوال ما آگاه شوید، و تا او تشویقتان کند. افسسیان ۶: ۲۱و۲۲

در قرن اول میلادی اَفِسُس شهری بزرگ، پرجمعیت و نامور در آسیای صغیر (ترکیه کنونی) و تحت استعمار روم بود ولی استقلال نسبی داشت و معبد معروف آرتمیس ( در زبان رومی، دیانا) در آنجا واقع شده بود. این معبد که برای اِلهه آرتمیس ساخته شده بود یکی از عجایب هفتگانه دوران باستان محسوب می شد. تصویر زیر را ملاحظه کنید:



هنوز ویرانه هایی از شهر افسس بجای مانده است که در نزدیکی ازمیر ترکیه واقع است و یکی از مکان های بسیار مهم گردشگری محسوب می شود.عکس پایین را ملاحظه کنید.



در نتیجه سفرهای بشارتی پولس رسول به آن شهر افراد بسیاری چه از یهودیان و چه از غیر یهودیان به مسیح ایمان آورده بودند و کلیسای معروف افسس که در کتاب مکاشفه نیز نام آن ذکر شده است در آنجا تاسیس شده بود. یوحنا رسول یکی از شبانان این کلیسا در اواخر قرن اول میلادی بود.
پولس در ابتدای رساله اش برای مقدسین شهر افسس که به مسیح وفادار و در ایمانشان استوار بودند فیض و سلامتی خداوند را می طلبد. ایمانداران واقعی به مسیح و وفادار به او به دلیل فیض بی کران مسیح و کفاره اش، از گناهان خود رستگار شده اند و از صلح و آشتی با خدا بهره مندند؛ بنابراین پولس آنان را «مقدسین» خطاب می کند! این تغییر هویت برای کسانی که قبل از ایمان در گناهان خود اسیر و محکوم به مرگ ابدی بودند بسیار چشمگیر است:

1و امّا شما به سبب نافرمانیها و گناهان خود مرده بودید، 2و زمانی در آنها گام می‌زدید، آنگاه که از روشهای این دنیا و از رئیس قدرت هوا* پیروی می‌کردید، از همان روحی که هم‌اکنون در سرکشان عمل می‌کند. 3ما نیز جملگی زمانی در میان ایشان می‌زیستیم، و از هوای نَفْس خود پیروی می‌کردیم و خواسته‌ها و افکار آن را به جا می‌آوردیم؛ ما نیز همچون دیگران، بنا به طبیعت خود محکوم به غضب خدا بودیم. 4امّا خدایی که در رحمانیت دولتمند است، به‌خاطر محبت عظیم خود به ما، 5حتی زمانی که در نافرمانیهای خود مرده بودیم، ما را با مسیح زنده کرد - پس، از راه فیض نجات یافته‌اید؛ افسسیان ۲: ۱-۳ {در آیه ۲ منظور پولس رسول از رئیس قدرت هوا همان شیطان است.}

پولس رسول بعد از این مقدمه کوتاه، بلافاصله به حقایق و مکاشفات عمیق الهی می پردازد و آنها را یک نَفَس از آیه ۳ تا ۱۴ که در زبان اصلی یونانی یک جمله ۲۰۲ کلمه ای است بازگو می کند! گویی پولس چنان از این مکاشفات عالی غرق در هیجان و شگفتی بود که از وجودش مانند چشمه ای خروشان فوران می کرد!
وی این چنین آغاز می کند:

3متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح، که ما را در مسیح به هر برکت روحانی در جایهای آسمانی مبارک ساخته است. افسسیان ۱: ۳

پولس رسول برای این مکاشفات و حقایق الهی چنان مملو از شگفتی و شعف بود که در قالب شکرگزاری و پرستش خداوند آنها را به مخاطبانش منتقل می کند. پولس «خدای پدر» را که ایمانداران واقعی را به هر برکت روحانی مبارک ساخته است می ستاید. توجه کنید که ایمانداران واقعی کسانی هستند که «در مسیح» اند!
مرکز ثقل رساله افسسیان «مسیح خداوند» است و همه چیز حول و حوش وی می چرخد. پولس در این رساله ۹۰ بار به طور صریح یا ضمنی به مسیح اشاره می کند؛ همچنین در این رساله ۲۲ بار به طور صریح یا ضمنی عبارت «در مسیح» تکرار شده است.
مطابق رساله افسسیان، سرنوشت همه انسان ها به این سوال گره خورده است: آیا شما «در مسیح» هستید یا خیر؟ هر چیز دیگری در این جهان هستی، بجز پاسخ این سوال، در سرنوشت ابدی شما کوچکترین اثری ندارد!
پولس رسول تاکید می کند که همه برکات روحانی یعنی برکاتی که جنبه روحانی و طبعا جاودانی دارند و خوشبختی و سعادت ابدی انسان را تضمین میکنند مختص کسانی است که «در مسیح اند» یعنی کسانی که به مسیح و مرگ و قیام وی از مردگان برای فراهم کردن کفاره گناه، ایمان راسخ دارند و بنابراین عضوی از بدن مسیح یعنی «کلیسا» هستند که سَر آن خود مسیح است. مجددا دقت کنید که پولس تاکید می کند که خدا ما را به هر برکت روحانی در «جایهای آسمانی» مبارک ساخته است؛ برای درک بهتر عبارت «جایهای آسمانی» به آیه ۲۰ توجه کنید:

۱۹…این قدرت، برخاسته از عملِ نیروی مقتدر خداست ۲۰که آن را در مسیح به کار گرفت، آن هنگام که او را از مردگان برخیزانید و در جایهای آسمانی، به دست راست خود نشانید، افسسیان ۲۰

بنابراین در این متن، «جایهای آسمانی» اشاره به تخت پادشاهی خدا است که هر برکت روحانی از آنجا جاری می شود زیرا حیات ابدی، خوشبختی و هر نیکویی مانند چشمه ای جوشان از خود خدا سرچشمه می گیرد و مخلوقاتش را سیراب می سازد؛ توجه به این نکته بسیار مهم است که کاربرد اصطلاحاتی مانند نشستن بر «تخت» پادشاهی یا «دست راست» خدا به ما کمک می کنند مفاهیم انتزاعی یا غیر مادی را بهتر درک کنیم و طبعا نباید معنی تحت اللفظی از آنها استنباط شود؛ این عبارت ها اشاره به حاکمیت مطلق خدا است و اینکه مسیح خداوند با خدای پدر در ذات و جوهر یکی است. برای مثال در عهد عتیق کتاب مقدس عبارت هایی نظیر بازوی خدا،‌ چشم خدا…بکار برده شده است که در واقع کاربرد الفاظ انسانی برای توصیف مفاهیم انتزاعی مانند «قادر مطلق» یا «همه دانا» بودن خدا است که در زبان باستانی عبری بسیار رایج بود:

۴ خداوند در معبد مقدس خویش است؛ خداوند بر تخت خود در آسمان است.
چشمان او می‌نگرد، پِلکهای او بنی‌آدم را می‌آزماید. مزمور ۱۱: ۴

چونکه پولس رسول و سایر نویسندگان عهد جدید نیز یهودی بودند گاهی کاربرد چنین ترکیب های ادبی در عهد جدید نیز به چشم می خورد. در ادبیات، فلسفه و حتی علوم طبیعی نیز برای تسهیل درک مسائل پیچیده و یا انتزاعی کاربرد چنین ترکیب های وصفی یا اضافی بسیار رایج اند. «ژن خودخواه»، «بازوی نامرئی»، «پرده جهل» و «الکترون های فراری» نمونه ای از این کاربرد هستند.

بنابراین منشا این برکات روحانی خود خداوند است که شامل حال کسانی شده است که در مسیح اند.
همانطور که اشاره کردیم هر نیکویی از خدا جاری می شود و نتیجه فیض و محبت بی نهایت خداست:

17هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست، نازل شده از پدر نورها که در او نه تغییری است و نه سایۀ ناشی از دگرگونی. رساله یعقوب ۱: ۱۷

اما این برکات روحانی و ابدی از طریق پنج مجرا یا کانال، ایمانداران واقعی را بهره مند می سازد:

۱-برگزیدگی (گزینش خدا)
۲-پسرخواندگی (فرزندخواندگی)
۳-رستگاری(رهایی از اسارت گناه و مرگ ابدی)
۴-مکاشفه اسرار الهی
۵-بیعانه میراث( روح القدس)
اولین مجرا «برگزیدگی» است:

4زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی برگزید تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم. افسسیان ۱: ۴

خدای پدر پیش از آفرینش جهان هستی عده ای را «در مسیح» برگزیده است!
درک جمله فوق در نگاه نخست بسیار پیچیده و ثقیل به نظر می رسید؛ اجازه دهید اندکی دقیق تر به آن نگاه کنیم و از زوایای مختلف آن را بررسی کنیم. اول اینکه چرا «خدای پدر» عده ای را «در مسیح» «برگزید»؟ جواب این سوال از متن روشن است: برای اینکه در حضورش مقدس و بی عیب باشند یعنی علت گزینش خدای پدر این است که انسان هایی مقدس و کامل (بی عیب) در حضورش تا به ابد زیست کنند:

۳۰و آنان را که از پیش معین فرمود، همچنین فرا خواند؛ و آنان را که فرا خواند، همچنین پارسا شمرد؛ و آنان را که پارسا شمرد، همچنین جلال بخشید. رومیان ۸: ۳۰

دقت کنید که در کتاب پیدایش عهد عتیق در مورد آفرینش انسان این چنین آمده است:

27پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید؛ پیدایش ۱: ۲۷

این موضوع بسیار مهم است زیرا دقیقا به ما نشان می دهند که خدا انسان را به شبیه خود آفرید تا انسان صفات و ویژگی های خداگونه هرچند در حد ظرفیت انسانی داشته باشد. یکی از ویژگی های بارز خدا این است که وی قدوس مطلق است که به متعال بودن خداوند و اینکه وی بی نهایت از خلقتش جدا و برتر از آن است اشاره می کند ولی جنبه دیگر قدوسیت خدا این است که وی عاری از هرگونه عیب و شرارت است. انسان در باغ عدن قبل از سقوط کاملا معصوم و بی گناه بود. وی می توانست محبت بورزد و بواسطه قدرت تعقل و تکلم با خدا رابطه برقرار کند و همه این ها خصوصیات و صفاتی بودند که وی را از هر موجود دیگری در جهان هستی متمایز می ساخت زیرا شبیه خدا آفریده شده بود!
به دلیل نااطاعتی از فرمان خدا از مقام و موقعیت عالی خود سقوط کرد و به ته دره گناه و مرگ غلطید و بیشتر شبیه «شیطان» شد!

پطرس رسول در رساله اول خود با نقل قول از عهد عتیق خطاب به ایمانداران واقعی می گوید:

15بلکه همچون آن قدّوس که شما را فرا خوانده است، شما نیز در همۀ رفتار خویش مقدّس باشید؛ 16چرا که نوشته شده است:‏ «مقدّس باشید، زیرا من قدّوسم.» اول پطرس ۱: ۱۵و۱۶

انسان زمانی می تواند با خدا رابطه داشته باشد که کاملا مقدس و بی عیب باشد:

27و کلیسایی درخشان را نزد خود حاضر سازد که هیچ لک و چین و نقصی دیگر نداشته، بلکه مقدّس و بی‌عیب باشد. افسسیان ۵: ۲۷

برای درک کامل تر مجددا به آیه ۴ توجه کنید:

4زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی برگزید تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم. افسسیان ۱: ۴

اما منظور پولس رسول از ضمیر «ما» دقیقا چه کسانی است؟ وی به صراحت در فصل دوم افسسیان به این سوال جواب می دهد:

3ما نیز جملگی زمانی در میان ایشان می‌زیستیم، و از هوای نَفْس خود پیروی می‌کردیم و خواسته‌ها و افکار آن را به جا می‌آوردیم؛ ما نیز همچون دیگران، بنا به طبیعت خود محکوم به غضب خدا بودیم. 4امّا خدایی که در رحمانیت دولتمند است، به‌خاطر محبت عظیم خود به ما، 5حتی زمانی که در نافرمانیهای خود مرده بودیم، ما را با مسیح زنده کرد - پس، از راه فیض نجات یافته‌اید؛ 6و با مسیح برخیزانید و در جایهای آسمانی با مسیحْ عیسی نشانید، 7تا در عصر آینده، فیض غنی و بی‌مانند خود را در مسیحْ عیسی، به واسطۀ مهربانی خود نسبت به ما نشان دهد. افسسیان ۲: ۳-۷

بنابراین ضمیر اول شخص جمع «ما» در آیه ۴ اشاره به همه کسانی است که از گناهانشان نجات یافته اند و ایمانداران واقعی هستند. اما نکته مهمی که پولس در آیات فوق به آن اشاره می کند این است که تک تک ایمانداران واقعی نیز مانند انسان های دیگر گناهکار و از نظر روحانی مرده بودند و هیچ مزیت و برتری نسبت به دیگران نداشتند؛ انسان هایی که از نظر روحانی مرده اند و صرفا نفسانی هستند هرگز نمی توانند خدا را بشناسند و یا به او ایمان آورند.

14امّا انسان نفسانی امور مربوط به روح خدا را نمی‌پذیرد زیرا در نظرش جهالت است، و قادر به درکشان نیست، چرا که قضاوت درست دربارۀ آنها تنها از دیدگاهی روحانی میسّر است. اول قرنتیان ۲: ۱۴

پس چه جرقه ای باعث شد ما (ایمانداران واقعی) که در گناهان خود همچون دیگران مرده بودیم ناگهان پیام روحانی انجیل را که مکاشفه الهی است درک کنیم و به مسیح و کفاره او ایمان آوریم؟چه عاملی باعث شد که ما مسیر زندگی خود را ۱۸۰ درجه تغییر دهیم و بر خلاف میلیاردها انسان دیگر از مسیح پیروی کنیم؟ پاسخ این است که این اتفاق بی نظیر به این دلیل رخ داد که خدای پدر پیش از بنیاد عالم ما را «در مسیح» برگزید! همین

اما این گزینش بر اساس چه مبنایی است؟ چرا خدا یک عده ای را برگزیده و دیگران را از فیض بی نهایتش محروم کرده است؟ گروه اول چه امتیازی نسبت به گروه دوم دارند؟ جواب این است که خدا بر مبنای قصد و تقدیر مطلق و ازلی خویش فارغ از هر تاثیری این گزینش را انجام داده است و اراده انسان یا هر موجود دیگری هرگز در آن دخیل نبوده است و هیچ امتیازی نیز بین این دو گروه وجود ندارد!
جالب است که این جواب بسیاری را آزرده می کند!؟ دقت کنید که خدا پیش از خلقت جهان هستی این گزینش را انجام داده است و صحبت از هر تاثیری پیش از بنیاد عالم و آن هم برای خدای قادر مطلقی که هر ذره بنیادی در این جهان هستی به اراده او وجود دارد و در جهتی که او تعیین کرده است حرکت می کند بی معنی است؛ پولس رسول در ادامه دقیقا به این مطلب اشاره میکند:

۱۲…زیرا بنا بر قصد او که همه چیز را مطابق رأی ارادۀ خود انجام می‌دهد، از پیش تعیین شده بودیم. افسسیان ۱: ۱۲

حال که مفهوم گزینش خدا و برگزیدگی نجات یافتگان را اندکی بیشتر درک کردیم اجازه دهید مجددا به آیه ۴ برگردیم و یک بار دیگر آن را مرور کنیم:

4زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی برگزید تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم. افسسیان ۱: ۴

مجددا سوال اساسی که ممکن است مطرح شود این است که اصولا چرا خدا این کار را کرده است یعنی قصد الهی از آن چیست؟ هر چند دیدیم که علت گزینش خدا این است که ایمانداران واقعی در حضور خدا مقدس و بی عیب زیست کنند ولی به نظر می رسد که قصد الهی باید بسیار فراتر از این علت باشد!
توجه کنید که خاستگاه این «علت» به ایمانداران بر می گردد: «تا در حضور خدا مقدس و بی عیب زیست کنند.»، در حالی که برای جستجوی قصد الهی باید به خود «خدا» خیره شویم!
برای جواب دادن به این سوال مجددا آیه ۴ را ملاحظه کنید: 4زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را «در وی» برگزید تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم. افسسیان ۱: ۴

عبارت کلیدی این آیه که به ما کمک می کند پاسخ به سوال بسیار اساسی فوق را بیابیم «در وی» یعنی «در مسیح» است. گزینش خدای پدر پیش از بنیاد عالم «در مسیح» شکل گرفته است و گویای رابطه ای تنگاتنگ بین خدای پدر و خدای پسر است. مسیح در انجیل یوحنا فصل ۱۷ در بخشی از دعای خود که به دعای «کاهن اعظمی مسیح» شهرت دارد می گوید:

1پس از این سخنان، عیسی به آسمان نگریست و گفت: «پدر، ساعت رسیده است. پسرت را جلال ده تا پسرت نیز تو را جلال دهد. 2زیرا او را بر هر بشری قدرت داده‌ای تا به همۀ آنان که به او عطا کرده‌ای، حیات جاویدان بخشد. 3و این است حیات جاویدان، که تو را، تنها خدای حقیقی، و عیسی مسیح را که فرستاده‌ای، بشناسند. 4من کاری را که به من سپردی، به کمال رساندم، و این‌گونه تو را بر روی زمین جلال دادم. 5پس اکنون ای پدر، تو نیز مرا در حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم…24ای پدر، می‌خواهم آنها که به من بخشیده‌ای با من باشند، همان‌جا که من هستم، تا جلال مرا بنگرند، جلالی که تو به من بخشیده‌ای؛ زیرا پیش از آغاز جهان مرا دوست می‌داشتی. انجیل یوحنا ۱۷: ۱-۵و۲۴

استنباط منطقی و ضمنی از مفهوم آیات فوق و مخصوصا آیه ۲۴ این است که قصد الهی از برگزیدن عده ای برای حیات ابدی و نجات، محبت بی نهایتی است که خدای پدر نسبت به مسیح دارد! به همین دلیل خدای پدر برگزیدگان را همراه با کل جهان هستی -که بستری برای وجود برگزیدگان است و بدون آن برگزیدگان نیز وجود نمی داشتند- به مسیح هدیه داده است تا جلال مسیح هر چه بیشتر ظاهر شود! چونکه هر چه بیشتر جلال مسیح ظاهر شود جلال خدای پدر و خدای روح القدس نیز ظاهر خواهد شد:

1در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون به واسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفت، 2امّا در این ایام آخر به واسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است، پسری که او را وارث همه چیز مقرر داشت و به واسطۀ او جهان را آفرید. 3او فروغِ جلالِ خدا و مظهر کامل ذات اوست، و همه چیز را با کلام نیرومند خود نگاه می‌دارد. او پس از پاک کردن گناهان، به دست راست مقام کبریا در عرش برین بنشست. عبرانیان ۱: ۱-۳

14و کلام، انسان شد و در میان ما مسکن گزید. ما بر جلال او نگریستیم، جلالی شایستۀ آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی…18هیچ‌کس هرگز خدا را ندیده است. امّا آن پسر یگانه که در آغوش پدر است، همان او را شناسانید.یوحنا ۱: ۱۴و۱۸

بنابراین خدای پدر عروسی (کلیسا یا جمع ایمانداران واقعی) را برای مسیح مهیا کرده است و مسیح برای تمجید از قصد خدای پدر و محبت بی نهایتی که نسبت به پدر دارد متقابلا با پوشیدن لباس انسانی و وارد شدن به جهان هستی حتی جانش را برای بدست آوردن آن «عروس» قربانی کرده است! من، شما و همه ایمانداران واقعی سراسر تاریخ، نتیجه پس لرزه های این محبت بی نهایت بین خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس هستیم و در تلاطم اقیانوس عاشق و معشوق و عشق غرق شده ایم!
جهان هستی نیز از ذرات بنیادی گرفته تا کهکشان های عظیم که گویی با عشقی بی پایان و اسرار آمیز در حال چرخش به دور مرکزی و در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند دقیقا منعکس کننده این محبت، عشق و رابطه شگفت آور و بی نهایت در ذات خداست.
در انجیل یوحنا فصل ۱۷ در دعای «کاهن اعظمی»، مسیح ۹ بار کلمه بسیار مهم و وزین «جلال» را تکرار می کند. در ادامه این بررسی نیز در فصل اول افسسیان، پنج بار با این کلمه مواجه خواهیم شد و اهمیت آن را در رابطه با قصد خدا در آفرینش جهان هستی متعاقبا توضیح خواهم داد. هر چند هنوز به برخی سوالات که ممکن است در رابطه با آیه ۴ و برگزیدگی ایمانداران واقعی، به ذهن آید پاسخ نداده ام ولی فعلا اجازه دهید به آیه ۵ بپردازیم:

و در محبت، 5بنا بر قصد نیکوی ارادۀ خود، ما را از پیش تعیین کرد تا به واسطۀ عیسی مسیح از مقام پسرخواندگی او برخوردار شویم؛ افسسیان ۱: ۵

دومین مجرایی که برکات عظیم و ابدی خدا از طریق آن بر ایمانداران واقعی جاری می شوند امتیاز «پسرخواندگی»( فرزندخواندگی) است. با این امتیاز ما عضوی از خانواده آسمانی و طبعا وارث ثروت بی نهایت خدا می شویم و شهروندی زمین و آسمان جدید و شهر اورشلیم سماوی را حاصل می کنیم.

فرزندخواندگی عبارت از عمل خدا در پذیرش ایمانداران واقعی به عنوان عضوی از خانواده آسمانی است. در تولد تازه یا مجدد، خدای روح القدس حیات روحانی و طبیعت تازه ای در برگزیدگان خلق می کند؛ در عادل شمردگی بواسطه ایمانمان به مسیح، خدای پدر ما را عادل محسوب می کند بدین معنی که عدالت مطلق مسیح را همچون ردایی بر تن ما می کند و از محکومیت گناه و داوری و غضب الهی نجات می یابیم. اما در فرزندخواندگی، خدا ما را به عنوان فرزندان خود می پذیرد.
این عمل خدا باعث می شود که رابطه ما با وی به صمیمیتی شگفت انگیز و درجه ای از نزدیکی که قابل تصور نیست ارتقا یابد. حال خدای قادر مطلق، بی نهایت رفیع، بدون علت، ازلی و ابدی و غیر قابل دسترس… پدر آسمانی ما می گردد.
این امتیاز باورنکردنی صرفا شامل حال کسانی است که به مسیح ایمان دارند و «در مسیح» هستند:

12امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هر کس که به نام او ایمان آورْد؛ انجیل یوحنا ۱: ۱۲

مسیح خطاب به یهودیانی که او را نپذیرفتند و به او ایمان نیاوردند چنین می گوید:

«اگر خدا پدر شما بود، مرا دوست می‌داشتید، زیرا من از جانب خدا آمده‌ام و اکنون در اینجا هستم. من از جانب خود نیامده‌ام، بلکه او مرا فرستاده است. 43از چه رو سخنان مرا درنمی‌یابید؟ از آن رو که نمی‌توانید کلام مرا بپذیرید. 44شما به پدرتان ابلیس تعلّق دارید و در پی انجام خواسته‌های اویید. یوحنا ۸: ۴۲-۴۴

اما برخلاف بی ایمانان، ایمانداران واقعی فرزندان خدا هستند:

14زیرا آنان که از روح خدا هدایت می‌شوند، پسران خدایند. 15چرا که شما روح بندگی را نیافته‌اید تا باز ترسان باشید، بلکه روح پسرخواندگی را یافته‌اید که به واسطۀ آن ندا درمی‌دهیم: «اَبّا، پدر.» 16و روحْ خود با روح ما شهادت می‌دهد که ما فرزندان خداییم. رومیان ۸: ۱۴-۱۶

۴امّا چون زمان مقرر به کمال فرا رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زنی زاده شد و زیر شریعت به دنیا آمد، 5تا آنان را که زیر شریعت بودند بازخرید کند، و بدین‌گونه ما مقام پسرخواندگی را به دست آوریم. 6پس چون پسرانید، خدا روح پسر خود را در دلهای ما فرستاده است که ندا در می‌دهد «اَبّا! پدر!» غلاطیان ۴: ۴-۶

یوحنا رسول نیز بر این واقعیت تاکید می ورزد:

1ببینید پدر چه محبتی به ما ارزانی داشته است تا فرزندان خدا خوانده شویم! و چنین نیز هستیم! از همین روست که دنیا ما را نمی‌شناسد، چرا که او را نشناخت. 2ای عزیزان، اینک فرزندانِ خداییم، ولی آنچه خواهیم بود هنوز آشکار نشده است. امّا می‌دانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود، چون او را چنانکه هست خواهیم دید. رساله اول یوحنا ۳: ۱و۲

لازم به توضیح نیست که رابطه مسیح به عنوان خدای پسر با خدای پدر بی نهایت برتر و عمیق تر از رابطه ایمانداران (فرزندان خدا) با خدای پدر است زیرا که مسیح در ذات و جوهر با خدای پدر یکی است در حالی که ما در ابدیت صرفا به عنوان انسانی جلال یافته، مقدس و بی عیب به عنوان یک مخلوق با خدا رابطه ای صمیمانه خواهیم داشت.
توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است که تفاوت آشکاری بین عادل شمردگی و فرزندخواندگی وجود دارد و آن این است که بدون عادل شمردگی ما هرگز نمی توانستیم به حضور خدا حاضر شویم و تا ابد از داشتن هرگونه رابطه ای با خدا محروم و به مرگ ابدی محکوم می شدیم این در حالی است که فرزندخواندگی یک امتیاز برجسته ای است که خدا به نجات یافتگان عطا کرده است؛ به عبارتی دیگر خدا می توانست ایمانداران به مسیح را بدون اینکه به فرزندی بپذیرد عادل بشمارد، نجات دهد و به آنان حیات ابدی عطا کند! در آن صورت نجات یافتگان مانند فرشتگان مقدس در حضور خدا صرفا خادمان او محسوب می شدند؛ ولی فیض بی نهایت خدا برگزیدگان را علاوه بر تولد تازه و عادل شمردگی امتیاز بی همتا و فوق از تصور فرزندخواندگی را نیز بخشیده است.
اما فرزندخواندگی چه مزایایی را برای ما به ارمغان می آورد؟ اول اینکه رابطه ما با خدا به درجه ای از صمیمیت می رسد که او را پدر خطاب می کنیم:

۹«پس شما این‌گونه دعا کنید: «ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد… متی ۶: ۹

این مسئله فوق العاده مهم است زیرا ایمانداران دیگر غلامان نیستند بلکه فرزندان خدایند!

6پس چون پسرانید، خدا روح پسر خود را در دلهای ما فرستاده است که ندا در می‌دهد «اَبّا! پدر!» 7بدین‌سان، دیگر غلام نیستی، بلکه پسری؛ غلاطیان ۴: ۶

عنوان «پدر» برای خدای قادر مطلق و خالق جهان هستی بسیار منحصر به فرد است؛ این موضوع نشان می دهد که چقدر او ما را دوست دارد و به کوچکترین مسائل زندگیمان واقف است:

7همۀ نگرانیهای خود را به او بسپارید زیرا او به فکر شما هست. اول پطرس ۵: ۷

31«پس نگران نباشید و نگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم و یا چه بپوشیم. 32زیرا اقوامِ بت‌پرست در پی همۀ این‌گونه چیزهایند، امّا پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه نیاز دارید.متی ۶: ۳۱و۳۲

9کدام‌یک از شما اگر پسرش از او نان بخواهد، سنگی به او می‌دهد؟ 10یا اگر ماهی بخواهد، ماری به او می‌بخشد؟ 11حال اگر شما با همۀ بدسیرتی‌تان، می‌دانید که باید به فرزندان خود هدایای نیکو بدهید، چقدر بیشتر پدر شما که در آسمان است به آنان که از او بخواهند، هدایای نیکو خواهد بخشید.متی ۷: ۹-۱۱

مزیت دیگر فرزندخواندگی این است که ما به واسطه این امتیاز وارث ثروت خداوند می شویم!

16و روحْ خود با روح ما شهادت می‌دهد که ما فرزندان خداییم. 17و اگر فرزندانیم، پس وارثان نیز هستیم، یعنی وارثان خدا و هم‌ارث با مسیح. زیرا اگر در رنجهای مسیح شریک باشیم، در جلال او نیز شریک خواهیم بود. رومیان ۸: ۱۶و۱۷

همانطور که قبلا بارها در این تارنما به آن اشاره کردم ایمانداران واقعی وارث زمین و آسمان جدید و اورشلیم سماوی خواهند شد و تا ابد از شگفتی ها، زیبایی ها و نعمت های بی انتهای آفرینش جدید خدا تمتع خواهند برد.
مزیت دیگر فرزندخواندگی این است که دیوار جدایی بین ایمانداران نیز تا ابد برداشته شده است بدین معنی که آنان در رابطه ای صمیمی با یکدیگر همچون برادران و خواهران یک خانواده هستند و دیگر نژاد، زبان، تفاوت ظاهری، رتبه و موقعیت، زن و مرد بودن، یهودی و غیر یهودی بودن و… مطلقا نقشی در رابطه صمیمی و پر از محبت بین ایمانداران بازی نخواهد کرد. البته در این دنیا به دلیل وجود «انسانیت کهنه جسمانی» در کنار «انسانیت تازه روحانی» متاسفانه هنوز در روابط بین ایمانداران اصطکاک و کاستی های بسیاری وجود دارد ولی در زمین و آسمان جدید همه این موانع به طور کامل برطرف خواهند شد.

26زیرا در مسیحْ عیسی، شما همه به واسطۀ ایمان، پسران خدایید. 27چرا که همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید. 28دیگر نه یهودی معنی دارد نه یونانی، نه غلام نه آزاد، نه مرد نه زن، زیرا شما همگی در مسیحْ عیسی یکی هستید.غلاطیان ۳: ۲۶-۲۸

مزیت دیگر فرزندخواندگی این است که در این دنیا خدا با محبت و ملایمت ما را برای تقدس و رشد روحانی تادیب می کند زیرا ایمانداران واقعی در زندگی روزمره هنوز طبیعت و انسانیت کهنه شان را به یدک می کشند و گاهی با تبعیت از آن گناه می ورزند و ارزش های اخلاقی خدا را زیر پا می نهند:

1«من تاک حقیقی هستم و پدرم باغبان است. 2هر شاخه‌ای در من که میوه نیاورد، آن را قطع می‌کند، و هر شاخه‌ای که میوه آورد، آن را هَرَس می‌کند تا بیشتر میوه آورد. یوحنا ۱۵: ۱و۲

5و آن سخن تشویق‌آمیز را از یاد برده‌اید که شما را پسران خطاب کرده، می‌گوید:
«ای پسرم، تأدیب خداوند را خوار مشمار، و چون توبیخت کند، دلسرد مشو.
6زیرا خداوند آنان را که دوست می‌دارد، تأدیب می‌کند، و هر فرزند خود را که می‌پذیرد، تنبیه می‌نماید.» عبرانیان ۱۲: ۵و۶

بنابراین به دلیل این امتیاز برجسته و بی نظیر، هر ایمانداری باید مسیح خداوند را الگوی زندگی خود قرار دهد:

1پس همچون فرزندانی عزیز، از خدا سرمشق بگیرید. 2و با محبت رفتار کنید، چنانکه مسیح هم ما را محبت کرد و جان خود را در راه ما همچون قربانی و هدیه‌ای عطرآگین به خدا تقدیم نمود. افسسیان ۵: ۱و۲

پولس رسول در ادامه و در آیه ۶ علت اینکه خدا این امتیاز برجسته و بی نظیر را به ایمانداران عطا کرده است توضیح می دهد:

۶تا بدین وسیله فیض پرجلال او ستوده شود، فیضی که در آن محبوب به‌رایگان به ما بخشیده شده است. افسسیان ۱: ۶

بنابراین علت اینکه خدا امتیاز شگفت انگیز فرزندخواندگی را به ایمانداران داده این است که فیض پر جلالش ستوده شود. فیض عبارت است از لطف خدا نسبت به کسانی که مطلقا شایستگی و استحقاق آن را ندارند. خدا در مسیح لطف و محبت بی نهایتش را با نجات دادن گناهکاران و پذیرش آنان به فرزندی آشکار کرده است و این دقیقا جنبه ای از جلال خدا است که ظاهر گشته است. به عبارت دیگر با نجات دادن انسان های گناهکار که شایسته مرگ ابدی و غضب عادلانه خدا بودند خدا لطف بی نهایتش را در جهان هستی به گونه ای آشکار کرده است که مخلوقاتش از آن بهره مند شوند و به این ترتیب ویژگی های خدا بیشتر آشکار شود.
اجازه دهید اندکی در مورد کلمه «جلال» بیشتر تامل کنیم. «جلال» کلمه ای است که بسیاری درک دقیقی از آن ندارند و فکر می کنند که جلال خدا صرفا به معنی نور درخشان و پر شکوهی است که از حضور خدا ساطع می شود؛ اما جلال عبارت است از تجلی ویژگی ها و صفات الهی در جهان هستی (مادی یا غیر مادی) به نحوی که همه مخلوقات خدا (انسان ها، فرشتگان…) آن را درک کنند و از آن بهره مند شوند. مثلا خود جهان هستی مادی که ما انسان ها بخشی از آن هستیم جلال خدا را ظاهر می سازد زیرا تجلی عظمت، شکوه، قادر مطلق بودن، ازلی و ابدی بودن، بدون علت بودن، زیبایی، سازگاری، محبت، نیکویی… خدای خالق این جهان است و علاوه بر آن مخلوقات خدا از همه جنبه های آن بهره می برند:

1آسمان جلال خدا را بیان می‌کند،
و فَلَک از عمل دستهایش سخن می‌گوید. مزمور ۱۹: ۱

بزرگی کیهانی که در آن زندگی می کنیم مطابق نظریات فعلی حدود ۹۵ میلیارد سال نوری است و تریلیون ها تریلیون کهکشان های عظیم در آن با سرعتی باور نکردنی در حال حرکت و چرخش هستند! بنابراین کیهان جلال خدا را آشکار می کند زیرا با نگاه کردن و تامل در آن ما انسان ها به عظمت و شکوه خالق آن و ویژگی های دیگر وی آگاه و در عین حال از همه آفرینش خدا و جنبه های گوناگون آن بهره مند می شویم.

۱ای یهوه، خداوندگار ما،
چه شکوهمند است نام تو در سرتاسر زمین!
تو جلال خویش را بر فراز آسمانها گسترانیده‌ای.
مزمور ۸: ۱

جلال فیض (چه فیض عام و چه فیض خاص) خدا تجلی «محبت بی نهایت» خدا در جهان هستی است که همه مخلوقات و به خصوص انسان ها آن را تجربه می کنند.
فیض عام خدا را این چنین تعریف می کنیم: فیض عام خدا عبارت از لطف بی نهایت خدا است که هر برکت فیزیکی و مادی و حیات بیولوژیکی را به مخلوقاتش، مخصوصا انسان هایی که مطلقا شایستگی آن را ندارند ارزانی داشته است. توجه کنید که انسان های سقوط کرده در دره گناه شایسته مرگ ابدی و غضب الهی هستند ولی خدا به دلیل فیض عامش داوری عادلانه اش را برای هر انسانی به تعویق می اندازد و نه تنها به آنان فرصت می دهد تا توبه کنند و به مسیح ایمان بیاورند بلکه اجازه می دهد که از برکات بیشماری که در جهان هستی آفریده است ( خورشید، ماه و ستارگان، باران، اکسیژن، آب، غذاهای لذیذ، خانواده و دوستان و…) نیز بهره مند شوند.

۵…جهان آکنده از محبت خداوند است.مزمور ۳۳: ۵

فیض خاص خدا را در الهیات مسیحی این چنین تعریف می کنیم: فیض خاص یا فیض نجات بخش خدا عبارت از لطف بی نهایت خدا است که انسان های سقوط کرده در دره گناه را که شایسته مرگ ابدی در جهنم اند به رایگان و صرفا به واسطه کفاره مسیح نجات میدهد. بنابراین مجددا نجات رایگان انسان های گناهکار و محکوم به مرگ ابدی که مطلقا شایستگی آن را ندارند و سزاوار جهنم اند تجلی محبت بی نهایت خدا نسبت به نجات یافتگان است که در کفاره مسیح ظاهر شده است و جلال فیض او را آشکار می کند. اگر خدا فیض خاص خود را آشکار نمی کرد ما به ماهیت محبت بی نهایت و بدون قید و شرط وی پی نمی بردیم!
از سویی دیگر می توان گفت که جهنم نیز به نحوی جلال خدا را ظاهر میسازد زیرا تجلی عدالت و قدوسیت مطلق و بی نهایت خداست که هرگز گناهی را تحمل نمی کند و هیچ شرارتی را بر نمی تابد. برگزیدگان و فرشتگان مقدس هرگز به عدالت و قدوسیت مطلق خدا پی نمی بردند اگر شرارت وارد جهان هستی نمی شد و در نهایت خدا شیطان، فرشتگان شریر و همه انسان های گناهکار را داوری نمی کرد. بنابراین لازم بود که شرارت در جهان هستی وارد شود! مطابق حکمت مطلق و بی نهایت خدا در عین حالی که خود عاری از هر گونه شرارت و گناهی است و قدوس مطلق است ولی چنین تقدیر کرده است که در جهان هستی شرارت وارد شود تا در نهایت با نابود کردن آن جلال عدالت و قدوسیتش هر چه بیشتر ظاهر گردد!

16اما خداوندِ لشکرها به انصافْ متعال خواهد بود، اشعیا نبی ۵: ۱۶ (ترجمه هزاره نو فارسی)
یا به بیانی دیگر:
۱۶ اما خداوند لشکرها در داوری منصفانه، عظمتش را ظاهر خواهد ساخت… اشعیا نبی ۵: ۱۶ (ترجمه نگارنده)

حال اجازه دهید یک بار دیگر به آیه ۴ برگردیم و بسیار خلاصه به دو سوال اساسی دیگر پاسخ دهیم:

4زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی برگزید تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم. افسسیان ۱: ۴

سوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که اگر خدا عده ای گناهکار را از میان همه گناهکاران تاریخ بشری برگزیده است تا از طریق فیضش نجات دهد و بقیه گناهکاران را به مرگ ابدی محکوم کند آیا این عمل، عدالت خدا را مخدوش نمی کند؟ جواب این سوال البته منفی است.
زیرا همانطور که قبلا اشاره کردیم همه بدون استثنا گناه کرده اند و شایسته مرگ ابدی اند یعنی جدایی از خدای قدوس و عادل مطلقی که سرچشمه حیات است. اینکه خدا عده ای را برگزیده تا نجات دهد صرفا به خاطر فیض و محبت بی نهایتش است. همانطور که اشاره کردیم وی با پوشیدن لباس انسانی وارد دنیای ما شده است و جریمه گناهان برگزیدگان را بر روی صلیب پرداخته است و بنابراین عدالت خدا تا به ابد قائم است هم در داوری عادلانه گناهکاران و هم در جاری کردن فیضش نسبت به برگزیدگان!
سوال دیگر اینکه چرا آن عده خاص را برای نجات برگزیده است؟
برای پاسخ به این سوال توجه شما را به رمان مشهور «جنایت و مکافات» نوشته داستایوفسکی که یکی از شاهکارهای ادبی جهان است جلب می کنم. در این داستان فوق العاده زیبا و عمیق، شخصیت اصلی داستان راسکولِنیکُف که یک دانشجوی پزشکی است بنابر انگیزه‌های پیچیده‌ای، زن رباخواری را همراه با خواهرش که هنگام وقوع قتل غیر منتظره وارد صحنه جنایت می شود، می‌کُشد و پس از قتل، خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته می‌بیند و آن‌ها را پنهان می‌کند. بعد از چند روز بیماری و بستری شدن در خانه، راسکولنیکف تقریبا با هر کسی که ملاقات می کند می پندارد که آنها برای این جنایت به او مظنون اند و با این افکار کارش به جنون می‌رسد. در این بین او عاشق سونیا، دختری که به‌خاطر مشکلات مالی خانواده‌اش دست به تن‌فروشی زده بود، می‌شود. در نهایت بعد از پیچ و خم های بسیار جذاب در داستان، راسکولنیکف به گناه خود اقرار می کند و به زندانی در سیبری مجازات می شود!
حال پرسشی که من از شما میپرسم این است: به نظر شما چه کسی زن رباخوار و خواهرش را به قتل می رساند؟ به عبارتی دیگر مقصر اصلی این جنایت کیست؟ داستایوفسکی نویسنده داستان یا راسکولنیکُف که شخصیت اصلی در این داستان است؟ کدامیک؟
استدلال من این است که مقصر اصلی همان قهرمان داستان راسکولنیکف است!
دقت کنید زمانی که این رامان را مطالعه می کنید شما به عنوان شاهد عینی انگار در هر صحنه ای حضور دارید و وقایع را از درون داستان می بینید و به درستی فراموش می کنید که داستایوفسکی آن را نوشته است و کاملا غرق داستان می شوید و به طبع هر شخصیتی مسئولیت اخلاقی عملی را که انجام می دهد باید به عهده بگیرد. هر چند داستایوفسکی داستان را از اول تا آخر نوشته است و همه جزئیات آن را طراحی کرده است ولی با وجود این، شخصیت های داستان هستند که پاسخگوی گزینش های اخلاقیشان هستند. بدون شک داستایوفسکی بیرون از داستان، طرح اصلی، چارچوب و قواعد داستان را مشخص می کند و قواعد خود را بر داستان تحمیل می کند مثلا چونکه داستایوفسکی فردی خداترس و اخلاقی است قهرمان داستان را در نهایت به دلیل جرمش مجازات می کند.
حال در واقعیت عظیم جهان هستی با رمان دیگری مواجه هستیم که داستان آن را خدا نوشته است! خدا این رمان را با همه جزئیات و اتفاقاتش از اول تا آخر نوشته است. فراموش نکنید که بر خلاف داستایوفسکی که فقط می تواند تصورات و اندیشه های خود را بر روی کاغذ منعکس کند خدا آنها را به واقعیت تبدیل می کند:

3خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد. پیدایش ۱: ۳

حال زمانی که از بیرون و از دید خدای قادر مطلق به داستان جهان هستی نگاه می کنید از اول تا آخرش را خدا نوشته است و هیچ چیزی غیر از آنچه که خدا نوشته است نه وجود دارد و نه اتفاق می افتد!
هر برگی که از این کتاب قطور رمان جهان هستی ورق می خورد وقایع تازه ای اتفاق می افتند و تاریخ جهان هستی پیش می رود. اما جالب ترین نکته این داستان این است که زمانی که وارد آن میشوید همه چیز واقعی است و هر کس مسئول انتخاب هایی است که در زندگی بر می گزیند و در نهایت مطابق قواعدی که خدا آن را بر جهان تحمیل کرده است مجازات خواهد شد و سرنوشتش رقم خواهد خورد و خاستگاه این قواعد ذات و جوهر خدا است.
آیا شما می توانید به داستایوفسکی ایراد بگیرد که چرا راسکولنیکف را برای ایفای چنین نقشی در داستانش برگزیده است؟ البته که جواب این سوال منفی است. به همین منوال خدا پیش از بنیاد عالم داستان جهان هستی را به طریقی که مطابق قصد ازلی و ابدی اش است نوشته است و کسی نمی تواند به او ایراد بگیرد که چرا مثلا فرهاد باید چنین نقشی را ایفا کند و فلانی نقشی دیگر را؟!
نکته عجیب دیگری که باید مد نظر قرار دهید این است که هر کسی (موجودات اخلاقی) در این داستان واقعی جهان هستی مسئول گزینه های زندگی اش است و در نهایت به خدا پاسخگو است.
نکته سوم عجیب این است که هیچ انسان گناهکاری در این داستان جهان هستی(قبل از اینکه واقعا به مسیح ایمان بیاورد) نمی داند که آیا جز برگزیدگان است یا خیر؟ خدا متن داستان را در اختیار هیچ احدی قرار نداده است مگر در صفحات کتاب مقدس و آن هم در پیشگویی های بسیار محدود و بنابراین مسئولیت هر انسانی این است که با توبه و ایمان به مسیح و کفاره ای که خدا با فیض بی نهایتش مهیا کرده است از مرگ ابدی رهایی یابد و به گروه برگزیدگان ملحق شود!

16«زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد. انجیل یوحنا ۳: ۱۶

«هر که» در آیه فوق بسیار چشمگیر است.
آخرین نکته عجیب و شگفت انگیز داستان جهان هستی این است که خود خدا با وارد شدن به این داستان در آن نقش بازی کرده است!

1در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛ 2همان در آغاز با خدا بود. 3همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت…14و کلام، انسان شد و در میان ما مسکن گزید.یوحنا ۱-۳و۱۴

مسیح خداوند در یوحنا فصل ۱۰ می گوید:

17پدر، مرا از این رو دوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن را بازستانم. 18هیچ‌کس آن را از من نمی‌گیرد، بلکه من به میل خود آن را می‌دهم. اختیار دارم آن را بدهم و اختیار دارم آن را بازستانم. این حکم را از پدر خود یافته‌ام.» یوحنا ۱۰: ۱۷و۱۸

دقت کنید که مسیح در داستان جهان هستی، نقش خود را با میل و اراده خودش بجا می آورد در حالی که خدا آن را پیش از بنیاد عالم نوشته است؛ پیلاتوس و سربازان رومی و رهبران یهود هم با اراده خود مسیح را مصلوب کردند ولی با انجام آن نقشی را که خدا برای آنان مقرر کرده بود ایفا کردند!

22«ای قوم اسرائیل، این را بشنوید: چنانکه خود آگاهید، عیسای ناصری مردی بود که خدا با معجزات و عجایب و آیاتی که به دست او در میان شما ظاهر ساخت، بر حقانیتش گواهی داد. 23آن مرد بنا بر مشیّت و پیشدانی خدا به شما تسلیم کرده شد و شما به دست بی‌دینان بر صلیبش کشیده، کشتید. اعمال رسولان ۲: ۲۲و۲۳

روزی داستان جهان هستی کنونی به پایان خواهد رسید و جلد دوم آن در آسمان و زمین جدید ادامه خواهد یافت!
مهمترین پرسش این است که آیا با ایمان به مسیح و کفاره او در وقایع مهیج جلد دوم رُمان خدا نقشی ایفا خواهید کرد؟ (اگر همچنان سوالات متعددی دارید که توضیحات بسیار مختصر فوق برای پاسخگویی به آنها کافی نیست خوشحال می شوم که آنها را با من از طریق ایمیل تارنمای فیض و راستی در میان بگذارید: letters@feyzorasti.com)
حال اجازه دهید به ادامه بحث برگردیم و آیه ۷ را بررسی کنیم:

7در او، ما به واسطۀ خون وی رهایی یافته‌ایم، که این همان آمرزش گناهان است، که آن را به اندازۀ غنای فیض خود، 8همراه با حکمت و فهم کامل، به‌فراوانی به ما بخشیده است. افسسیان ۱: ۷و۸

تا اینجا به دو کانال یا مجرایی که خدا برکات روحانی و عظیم خود را مطابق فیض بی کرانش در زندگی ایمانداران واقعی جاری می سازد یعنی برگزیدگی و فرزندخواندگی اشاره کردیم؛ مجرای سوم «رهایی یا رستگاری از اسارت گناه و مرگ» است. هر چند پولس رسول بعد از «برگزیدگی» به «پسرخواندگی» اشاره می کند ولی از حیث ترتیب رستگاری پیش از فرزندخواندگی محقق می شود. در واقع رستگاری تحقق طرح «برگزیدگی» خدا در بستر جهان هستی است. تاریخ جهان هستی از ابتدای آفرینش تا انتهای آن در واقع تاریخ رستگاری برگزیدگان خدا در مسیح است. به عبارتی هر واقعه ای در جهان هستی از حرکت یک ذره بنیادی گرفته تا حرکت یک کهکشان در راستایی پیش می رود که در نهایت تک تک برگزیدگان به مسیح ایمان بیاورند و لیست نجات یافتگان تکمیل شود. لحظه ای که این لیست تکمیل شد تاریخ جهان هستی و رستگاری به پایان می رسد و جلد دوم رمان خدا در آسمان و زمین جدید آغاز خواهد شد.
بارها در تارنمای فیض و راستی به این مهم اشاره کرده ام که انسان سقوط کرده در چنگال شرارت و گناه گرفتار و اسیر است؛ این بدین معنی است که انسان ها توان و قدرت درونی برای رهایی خویشتن از این هیولای مهلک را ندارند. پولس در توصیف این مسئله از واقعیت متداول زمان خود که برای خوانندگانش آشنا بود استفاده می کند؛ بردگان و غلامان حلقه به گوش به معنی واقعی کلمه اسیر و تحت فرمان اربابی بودند که مالک جان و مالشان بود؛ مالکان سختگیر گاهی آنها را به کارهای طاقت فرسا می گماشتند و با خشونت با آنان رفتار می کردند چنانکه گویی حیوانی بیش نبودند؛ خرید و فروش بردگان در بسیاری از نقاط دنیا و مخصوصا در روم باستان بسیار متداول بود. برده داران بردگان خود را در میدان شهر در معرض نمایش قرار می دادند و مشتریان با پرداخت مبلغی آنها را می خریدند. خدا با پرداخت قیمتی گزاف- صلیب مسیح خداوند- ما را از بردگی گناه بازخرید کرده و ما را از چنگال این ارباب مخوف آزاد کرده است:

23زیرا مزد گناه مرگ است، رومیان ۶: ۲۳

آزادی بردگان یهودی در مصر باستان از دست فرعون توسط بازوی افراشته خداوند و به رهبری موسی مرد خدا نمادی از آزادی انسان از بردگی گناه در عهد عتیق کتاب مقدس است:

6پس بنی‌اسرائیل را بگو: ”من یهوه هستم و شما را از زیر یوغ بیگاری مصریان بیرون خواهم آورد. من شما را از بندگی ایشان رها خواهم کرد، و به بازوی افراشته و داوریهای عظیم شما را خواهم رهانید. 7من شما را بر خواهم گرفت تا قوم من باشید و من خدای شما خواهم بود. خروج ۶: ۶و۷

اما آزادی بنی اسرائیل از اسارت مصر به بهایی بدست آمد:

21آنگاه موسی همۀ مشایخ اسرائیل را گرد آورد و گفت: «بروید و بره‌هایی برای خود، بر حسب خانواده‌های خود بگیرید و پِسَخ را ذبح نمایید. 22دسته‌ای از گیاهِ زوفا گرفته، در خونی که در تشت است فرو برید و بر سردر و دو تیر عمودی دَرِ خانه‌های خود بمالید. هیچ‌یک از شما تا صبح از درِ خانۀ خود بیرون نرود. 23هنگامی که خداوند می‌گذرد تا مصریان را هلاک کند، خونی را که بر سردر و دو تیر عمودی در است خواهد دید و از دَرِ آن خانه خواهد گذشت، و اجازه نخواهد داد که هلاک‌کننده به خانه‌هایتان درآید و شما را بزند. 24بر شماست که این آیین را به عنوان فریضه‌ای برای خود و فرزندانتان تا به ابد نگاه دارید. 25چون وارد سرزمینی شدید که خداوند آن را به شما وعده داده است، این عبادت را به جا آورید. 26اگر فرزندانتان از شما بپرسند که، ”معنای این عبادت شما چیست؟“ 27بگویید: ”این قربانی پِسَخ برای خداوند است که در مصر از خانه‌های بنی‌اسرائیل حفاظت کرد، آنگاه که مصریان را زد ولی خانه‌های ما را رهایی بخشید.“» خروج ۱۲: ۲۱-۲۷

عیسی مسیح خداوند در روز جمعه عید پِسَخ یهود و در ساعت ۳ بعد از ظهر قبل از غروب آفتاب زمانی که هزاران بره در معبد خدا توسط کاهنان برای برگزاری این عید قربانی می شدند و در کوچه پس کوچه های اورشلیم جوی خون به راه افتاده بود جان خود را بر روی صلیب به عنوان قیمت بی نهایت رهایی انسان ها از بردگی گناه فدا کرد.

18زیرا می‌دانید از شیوۀ زندگی باطلی که از پدرانتان به ارث برده بودید، بازخرید شده‌اید، نه به چیزهای فانی چون سیم و زر، 19بلکه به خون گرانبهای مسیح، آن برۀ بی‌عیب و بی‌نقص. 20او پیش از آفرینش جهان انتخاب شد، امّا در این زمانهای آخر برای شما ظهور کرد. اول پطرس ۱: ۱۸-۲۰

17امّا خدا را شکر که هرچند پیشتر بندگان گناه بودید، لیکن به تمامی دل مطیع آن تعلیم گشتید که بدان سپرده شدید. 18شما با آزاد شدن از گناه، بندگان پارسایی شده‌اید.رومیان ۶: ۱۷و۱۸

برنامه ای که پیش از آغاز جهان توسط خدای پدر طرح ریزی شده بود توسط مسیح و در بستر تاریخ بشری به کمال رسید؛ این رستگاری باعث بخشش گناهان ما شد و از زنجیرهای اسارت گناه و مرگ آزاد شدیم. پولس رسول بلافاصله تاکید می کند که بواسطه این رهایی آمرزش گناهان میسر شده است:

7در او، ما به واسطۀ خون وی رهایی یافته‌ایم، که این همان آمرزش گناهان است، که آن را به اندازۀ غنای فیض خود، 8همراه با حکمت و فهم کامل، به‌فراوانی به ما بخشیده است. افسسیان ۱: ۷ و ۸

زمانی به ارزش بی نهایت رستگاری پی می بریم که بدانیم هیچ چیزی بجز کفاره مسیح قادر نیست گناه را پاک کند و به آمرزش گناه منجر شود. عذاب جهنم، ابدی است زیرا هرگز به پاک شدن حتی یک گناه نمی انجامد؛ گناهان کسانی که ابدیت را در جهنم به سر خواهند برد هرگز آمرزیده نخواهد شد. جهنم یعنی مکانی که در آنجا ظلمت مطلق حاکم است و حتی قطره ای از فیض عام خدا در آن مکان یافت نمی شود و ساکنان آن هر لحظه را با عذاب وجدانی که هرگز پایانی برای آن نمی توان متصور شد سپری خواهند کرد.
اگر هر روز این حقیقت عظیم و پرشکوه «آمرزش گناهان» را به خودمان یادآوری کنیم و برای آن خدای قدوس و عادل مطلق را برای فیض بی نهایتش ستایش کنیم افسردگی و یاس جای خود را به شادی، آرامش و تسبیح خواهند داد. داوود پادشاه در مزمور خود چنین فردی را سعادتمند و خوشبخت می خواند:

1خوشا به حال آن که عِصیانش آمرزیده شد، و گناهش پوشانیده گردید.
2خوشا به حال آن که خداوند خطایی به حسابش نگذارد و در روحش فریبی نباشد. مزمور ۳۲: ۱و۲

اگر وارث ثروت هنگفتی شویم، اگر به مدارج عالی علمی و تحصیلی یا شغلی نائل گردیم، اگر همه آرزوهایمان در این دنیا تحقق یابند، اگر بهترین و صمیمی ترین روابط انسانی را در زندگی تجربه کنیم، با وجود این اگر گناهان مان آمرزیده نشوند در نهایت ابدیت خود را در جهنم و عذاب ابدی سپری خواهیم کرد و تمام این دستاوردهای کوتاه مدت بی ارزش و فانی خواهند بود!
اما لحظه ای که به مسیح ایمان می آوریم بواسطه مرگ وی همه گناهان گذشته، حال و آینده مان پاک می شوند؛ خدا ما را عادل و بی گناه می شمارد. در این وضعیت مبارک شادی و آرامش بی نهایتی که این حقیقت در اعماق وجودمان تولید می کند حتی در بدترین شرایط زندگی، در شکست ها و دلشکستگی ها نیز غیر قابل توصیف است:

40مردی جذامی نزد عیسی آمده، زانو زد و لابه‌کنان گفت: «اگر بخواهی، می‌توانی پاکم سازی.» 41عیسی با شفقت دست خود را دراز کرده، آن مرد را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم، پاک شو!» 42در دم، جذامْ ترکش گفت و او پاک شد. مرقس ۱: ۴۰-۴۲

گناه مانند بیماری جذام است که تار و پود انسان را فراگرفته و او را هر لحظه به سوی مرگ ابدی سوق می دهد ولی خدا را شکر که نجات دهنده واقعی یعنی عیسی مسیح خداوند قادر است ما را از این بیماری مهلک کاملا شفا دهد و پاک کند.

22نافرمانیهایت را مانند ابر رُفتَم،
و گناهانت را مانند مِه محو ساختم.
نزد من بازگرد،
زیرا که تو را فدیه* داده‌ام.
23ای آسمانها بانگ شادی سر دهید،
زیرا که خداوند چنین کرده است؛
ای ژرفاهای زمین فریاد برآورید!
ای کوهها، و ای جنگلها و تمامی درختانش،
بسرائید! کتاب اشعیا نبی ۴۴: ۲۲و۲۳
(*در آیه ۲۲ «فدیه» یعنی بهای رهایی.)

در ادامه رساله افسسیان می خوانیم:

9او راز ارادۀ خود را به ما شناسانید، بنا بر قصد نیکوی خود که در مسیح نمایان ساخت 10به جهت ادارۀ امورِ کمالِ دوران. و آن اراده این است که همه چیز را، خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است، در یکی یعنی مسیح گرد ‌آورد. افسسیان ۱: ۹و۱۰

تا اینجا به سه کانال یا مجرا که برکات الهی از طریق آنها بر ایمانداران جاری می شوند اشاره کردیم:

۱-برگزیدگی
۲-فرزندخواندگی
۳-رستگاری یا رهایی
کانال یا مجرای چهارم، «مکاشفه اسرار الهی» است که دو جنبه دارد:
۱-جنبه عینی و بیرونی (Objective): اسرار الهی که در کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید) مکشوف شده اند (Revelation) و الهام روح القدس (Inspiration) است.

۹او راز ارادۀ خود را به ما شناسانید، بنا بر قصد نیکوی خود که در مسیح نمایان ساخت. افسسیان ۱: ۹

۲-جنبه ذهنی و درونی(Subjective): حکمت و فهم الهی است که روح القدس به ایمانداران می بخشد تا این مکاشفات و اسرار مکتوب در کتاب مقدس را درک کنند.(Illumination)

8همراه با حکمت و فهم کامل، به‌فراوانی به ما بخشیده است.افسسیان ۱: ۸

پولس رسول در رابطه با این مکاشفات و روشنگری روح القدس در رساله اول قرنتیان می نویسد:

7بلکه حکمت خدا را بیان می‌کنیم که در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان، برای جلال ما مقرر فرمود. 8امّا هیچ‌یک از حکمرانان عصر حاضر این حکمت را درک نکردند، زیرا اگر آن را درک کرده بودند، خداوندِ جلال را بر صلیب نمی‌کردند. 9چنانکه آمده است: «آنچه را هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و به هیچ اندیشه‌ای نرسیده، خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است.»
10زیرا خدا آن را توسط روحِ خود بر ما آشکار ساخته، چرا که روحْ همه چیز، حتی اعماق خدا را نیز می‌کاود. 11زیرا کیست که از افکار آدمی آگاه باشد، جز روح خود او که در درون اوست؟ بر همین قیاس، فقط روح خداست که از افکار خدا آگاه است. 12ولی ما نه روح این دنیا، بلکه روحی را یافته‌ایم که از خداست تا آنچه را خدا به ما عطا کرده است، بدانیم. اول قرنتیان ۲: ۲-۱۲

خدا حقایق و اسرار رستگاری را از طریق انبیا و رسولانش و به الهام روح القدس برای برگزیدگان مکشوف کرده است و علاوه بر آن به ایمانداران بینایی روحانی بخشیده است تا آنها را درک کنند. مجموعه این حقایق که در سطور کلام خدا نوشته شده اند جهان بینی ما را شکل می دهند و افکار، گفتار، کردار و رفتار ما را دگرگون می کنند و به نجات و بلوغ روحانی منجر می شوند:

مسیح خطاب به رسولانش در رابطه با نگارش کتب عهد جدید می گوید:

12«بسیار چیزهای دیگر دارم که به شما بگویم، امّا اکنون یارای شنیدنش را ندارید. 13امّا چون روحِ راستی آید، شما را به تمامی حقیقت راهبری خواهد کرد…14او مرا جلال خواهد داد، زیرا آنچه را از آنِ من است گرفته، به شما اعلام خواهد کرد. یوحنا ۱۶: ۱۲-۱۴

پولس در آیه ۱۰ جنبه کلی راز اراده خدا را روشن می کند:

۱۰به جهت ادارۀ امورِ کمالِ دوران. و آن اراده این است که همه چیز را، خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است، در یکی یعنی مسیح گرد ‌آورد. افسسیان ۱: ۱۰

و این دقیقا تاکید آن مطلبی است که در رابطه با قصد خدای پدر و برگزیدگی ایمانداران قبلا اشاره کردم که به دلیل محبت و رابطه بی نهایتی که در جوهر و ذات الهی وجود دارد خدای پدر کل جهان هستی (مادی و غیر مادی) را همراه با جمیع برگزیدگان (کلیسا و فرشتگان مقدس) به مسیح (خدای پسر) تقدیم کرده است تا در کمال دوران یعنی در آسمان و زمین جدید (در ابدیت) او پادشاه مطلق بر تمام خلایق و آفرینش خدا باشد و جلال وی مانند الماسی درخشان هرچه بیشتر ظاهر گردد و در نهایت جلال خدای پدر و خدای روح القدس نیز آشکار گردد. در کمال دوران، آفرینش فساد ناپذیر جدید (آسمان و زمین جدید) جایگزین آفرینش کنونی خواهد شد و بر خلاف زمین کنونی عدالت و قدوسیت خدا تا ابدالاباد در آن برقرار خواهد بود و هرگز ذره ای شرارت و گناه آن را آلوده نخواهد کرد.

19زیرا خلقت با اشتیاق تمام در انتظار ظهور پسران خداست. 20زیرا خلقت تسلیم بطالت شد، نه به خواست خود، بلکه به ارادۀ او که آن را تسلیم کرد، با این امید که 21خودِ خلقت نیز از بندگی فساد رهایی خواهد یافت و در آزادی پرجلال فرزندان خدا سهیم خواهد شد. رومیان ۸: ۱۹-۲۱

در آیات ۱۱-۱۴ پولس رسول به پنجمین مجرا یا کانال یعنی «روح القدس که بیعانه میراث است» (آیه ۱۴) اشاره می کند که خداوند برکات آسمانی را از طریق آن بر ایمانداران سرازیر می کند:

۱۱ما نیز در وی میراث او گشتیم، زیرا بنا بر قصد او که همه چیز را مطابق رأی ارادۀ خود انجام می‌دهد، از پیش تعیین شده بودیم. 12تا ما که نخستین کسانی بودیم که به مسیح امید بستیم، مایۀ ستایشِ جلال او باشیم. 13و شما نیز در او جای گرفتید، آنگاه که پیامِ حقیقت، یعنی بشارتِ نجات خود را شنیدید؛ و در او نیز چون ایمان آوردید، با روح‌القدسِ موعود مُهر شدید، 14که بیعانۀ میراث ماست برای تضمین رهاییِ آنان که از آنِ خدایند، تا جلال او ستوده شود. افسسیان ۱: ۱۱-۱۴

مطابق آیات ۱۱ و ۱۲ مسیح وارث کلیسا (عروس) یا برگزیدگان خدای پدر شده است. (در آیه ۱۱ «در وی» یعنی در مسیح)
مسیح با پوشیدن لباس انسانی خود را بی نهایت فروتن ساخت؛ جلال آسمانی اش را ترک کرد و با قربانی کردن جان خود بر روی صلیبی مخوف، بهای آزادی عروس سیاه پوش در بند گناه و مرگ را پرداخت تا در کمال دوران، کلیسا را مانند عروسی مقدس و عادل و آراسته به ردایی سپید نزد خدای پدر حاضر سازد و جلال خدای پدر، مسیح خداوند و خدای روح القدس از جنبه های مختلف در جهان هستی (مادی و غیر مادی) آشکار شود. نتیجه آشکار شدن جلال خدا در جهان هستی، به ستایش و پرستش ابدی خدا از سوی برگزیدگان منجر می شود.
همانطور که پولس در آیه ۱۳ و ۱۴ تصریح می کند بیعانه میراث ما همان روح القدس یا روح خدا است. بیعانه یا پیش بها در این متن به این معنی است که خدا برای تضمین ارث و ثروت بی نهایتی که به ایمانداران وعده داده است روح القدس را به جهان فرستاده است تا در آنها ساکن شود! پولس رسول در آیه ۱۲ و ۱۳به این حقیقت اشاره می کند که مانند ایمانداران یهودی (مانند رسولان و شاگردان اولیه مسیح)، ایمانداران غیر یهودی نیز وارث ثروت آسمانی شده اند. غیر یهودیان که از وعده های الهی و کلام خدا در عهد عتیق (قدیم) محروم بودند اینک در مسیح و در عهد جدید ، عضوی از خانواده الهی و هم ارث با ایمانداران یهودی شده اند و هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد:

19پس دیگر نه بیگانه و اجنبی، بلکه هموطن مقدسین و عضو خانوادۀ خدایید؛ 20و بر شالودۀ رسولان و انبیا بنا شده‌اید، که عیسی مسیح خودْ سنگ اصلی آن بناست. افسسیان ۲: ۱۹و۲۰

بنابراین همه ایمانداران تبدیل به معبد زنده ای شده اند که روح خدا در آنها ساکن است. روح القدس با آفرینش طبیعت تازه در همه ایمانداران واقعی، به آنان تولد مجدد می دهد و در آنها ساکن می شود. درک این حقیقت باشکوه و شگفت انگیز برای انسان خاکی بسیار ثقیل است.
این بدین معنی است که خدا برای اینکه نشان دهد برگزیدگان وارث برکات روحانی بی نهایت در آینده (کمال دوران) خواهند شد روح خود را که سرچشمه حیات و زندگی است در تک تک آنها نهاده است تا از داشتن حیات جاودانی و میراث خود مطمئن شوند به عبارتی وعده های خدا تضمین شده است!
در انتهای آیه ۱۳ آمده است:

۱۳…و در او نیز چون ایمان آوردید، با روح‌القدسِ موعود مُهر شدید، افسسیان ۱: ۱۳

«مُهر» سندی یا مهر و موم کردن مکانی از سوی مقامات برای عدم دسترسی عموم، برای سه امر انجام میشود: ۱-تایید اصل و واقعی بودن سند یا مدرک ۲-تایید مالکیت سند ۳-تضمین امنیت
هر سه مورد فوق با مُهر روح القدس در ایمانداران تحقق یافته اند:
۱-حضور روح خدا در ایمانداران، واقعی بودن ایمان و نجات آنان را تایید می کند.

۱۶ و روحْ خود با روح ما شهادت می‌دهد که ما فرزندان خداییم. رومیان ۸: ۱۶

۲- نشان می دهد که آنان متعلق به خداوند هستند.

۹…و اگر کسی روحِ مسیح را نداشته باشد، او از آنِ مسیح نیست. رومیان ۸: ۹

۳- زندگی ابدی و نجات آنان را تضمین می کند.(ایمانداران واقعی نجات خود را هرگز از دست نمی دهند.)

30روح قدّوس خدا را که بدان برای روز رهایی مهر شده‌اید، غمگین مسازید.

در این جا پولس رسول جمله طولانی اول خود را که متشکل از ۲۰۲ کلمه است پایان می دهد (در زبان اصلی یونانی) و دومین جمله ۱۶۹ کلمه ای را در آیات ۱۵ تا ۲۳ می نویسد. اجازه دهید بسیار مختصر این آیات را بررسی کنیم:

15از این رو من نیز چون وصف ایمان شما را به عیسای خداوند و محبتتان را به همۀ مقدسین شنیدم، 16از شکرگزاری برای وجود شما باز نایستاده‌ام، بلکه پیوسته شما را در دعاهای خود یاد می‌کنم. افسسیان ۱: ۱۵و۱۶

پولس رسول در ابتدا، خدا را به دلیل ایمان و محبت واقعی ایمانداران کلیسای افسس شکرگزاری و ستایش می کند زیرا به واسطه ایمانشان به مسیح جز برگزیدگان و به طبع وارثان همه برکات روحانی اند. ماموریت پولس رسول در وهله اول رساندن پیام انجیل به غیر یهودیان در سرزمین های مختلف بود و هنگامی که میوه زحمات و مصائبش را در کلیساهای محلی می دید از شادی و شکرگزاری لبریز می گشت:

1پس، ای برادرانِ محبوب من که مشتاق دیدارتانم، ای شما که شادی و تاجِ سر من هستید، ای عزیزان، بدین‌گونه در خداوند استوار باشید. فیلیپیان ۴: ۱

8شدت علاقۀ ما به شما چنان بود که شادمانه حاضر بودیم نه تنها انجیل خدا را به شما برسانیم، بلکه از جان خود نیز در راه شما بگذریم، چندان که ما را عزیز گشته بودید.اول تسالونیکیان ۲: ۸

سپس پولس رسول برای ایمانداران کلیسای افسس در دعای خود از خداوند چنین می طلبد:

17از خدای خداوند ما عیسی مسیح، آن پدر پرجلال، می‌خواهم که روح حکمت و مکاشفه را در شناخت خود به شما عطا فرماید، افسسیان ۱: ۱۷

در اینجا پولس رسول در مورد تعمید روح القدس صحبت نمی کند که در لحظه تولد مجدد اتفاق می افتد.(در تعمید روح القدس، روح خدا حیات روحانی جدیدی در انسان بوجود می آورد و او را به عنوان عضوی جدید در بدن مسیح یا کلیسا پیوند می زند.) بلکه تاکید وی در مورد پُری روح القدس است. (در پُری روح القدس، انسانیت تازه حاکم بر انسانیت کهنه است و ایماندار اراده روح القدس را در زندگی به جا می آورد.)
دعای پولس رسول این است که ایمانداران کلیسای افسس با رشد روحانی و با هدایت و روشنگری روح القدس بتوانند حقایق و اسرار آشکار شده الهی را که نمونه ای از آن را در این بررسی دیدیم درک کنند و از موقعیت ممتاز خود «در مسیح» آگاه شوند. متاسفانه بسیاری از ایمانداران دانش و معرفت روحانی بسیار محدودی دارند و مانند نوزادان بجای مصرف گوشت روحانی دائم در حال نوشیدن شیر روحانی هستند. بنابراین تا آخر عمر هرگز به بلوغ روحانی نمی رسند.

1امّا من، ای برادران، نتوانستم با شما همچون اشخاص روحانی سخن بگویم بلکه همچون اشخاص نفسانی، یعنی مانند کسانی که در مسیح، کودکِ نوزادند. 2من به شما شیر دادم نه گوشت، زیرا آمادگی آن را نداشتید و هنوز هم ندارید، 3چرا که هنوز نفسانی هستید.اول قرنتیان ۳: ۱-۳

توجه به این نکته بسیار مهم است که رشد و بلوغ روحانی همیشه با دانش و معرفت روحانی همراه است. دقت کنید که همیشه و در همه حال ایمان، امید، شادی،‌ آرامش … به موازات معرفت و شناخت روحانی رشد می کنند:

9دعایم این است که محبت شما هر چه بیشتر فزونی یابد و با شناخت و بصیرت کامل همراه باشد، 10تا بتوانید بهترین را تشخیص دهید و در روز مسیح، پاک و بی‌عیب 11و آکنده از ثمرات پارسایی باشید که به واسطۀ عیسی مسیح به بار می‌آید و به تجلیل و سپاس خدامی‌انجامد. فیلیپیان ۱: ۹-۱۱

9از همین رو، از روزی که این را شنیدیم، از دعا کردن برای شما باز نایستاده‌ایم، بلکه پیوسته از خدا می‌خواهیم که شما از شناخت ارادۀ او در هر حکمت و فهم روحانی پر شوید، 10تا رفتار شما شایستۀ خداوند باشد، و بتوانید او را از هر جهت خشنود سازید: یعنی در هر کارِ نیک ثمر آورید و در شناخت خدا رشد کنید. کولسیان ۱: ۹و۱۰

از آیات فوق کاملا روشن است که بدون درک و شناخت حقایق روحانی هرگز بلوغ روحانی و ثمرات پارسایی میسر نمی شود.
برای نائل آمدن به این مهم شما باید کلام خدا را به جدیت مطالعه کنید و از منابع قابل اطمینان دیگر مانند تارنمای «فیض و راستی» برای درک بهتر آن استفاده کنید. همیشه به یاد داشته باشید که فقط و فقط یک طریق برای پُری روح القدس وجود دارد و آن از طریق مطالعه عمیق کتاب مقدس و اطاعت از کلام خداست.

17آنان را در حقیقت تقدیس کن؛ کلام تو حقیقت است. یوحنا ۱۷: ۱۷

32و حقیقت را خواهید شناخت، و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.» یوحنا ۸: ۳۲

تقدس یا رشد روحانی بدون شناخت حقیقت و مکاشفه الهی در کتاب مقدس حاصل نمی گردد. توجه کنید که قبل از ایمان به مسیح، اعضای کلیسای اَفِسُس همچون دیگر اقوام در تاریکی و جهل بسر می بردند:

17پس این را می‌گویم و در خداوند تأکید می‌کنم که رفتار شما دیگر نباید همانند اقوام دور از خدا باشد که در بطالت ذهن خود رفتار می‌کنند. 18عقل آنها تاریک شده است، و به علت جهالتی که نتیجۀ سختدلی‌شان است، از حیات خدا به دور افتاده‌اند.افسسیان ۴: ۱۷و۱۸

سپس پولس رسول چنین ادامه می دهد:

18تا چشمان دلتان روشن شده، امیدی را که خدا شما را بدان فرا خوانده است، بشناسید و به میراث غنی و پرجلال او در مقدسین پی‌ببرید، 19و از قدرت بی‌نهایت عظیم او نسبت به ما که ایمان داریم، آگاه شوید…افسسیان ۱: ۱۸و۱۹

پولس رسول تاکید می کند که این دانش و معرفت روحانی برای شناخت سه موضوع اهمیت دارد: ۱- امید زنده ۲- میراث غنی و پرجلال ۳-قدرت بی نهایت و عظیم خدا نسبت به ایمانداران
در آیات فوق کلمات «بشناسید»، «پی ببرید» و «آگاه باشید» تاکیدی بر اهمیت معرفت روحانی است.
دانش و معرفت روحانی سبب می شود که در زمان حال به واقعیت های روحانی که در آینده به طور کامل تحقق می یابند ایمان داشته باشیم و به آنها امیدوار باشید. همچنین به میراث بی نهایت خود در مسیح واقف باشیم و بدانیم که خدا از طریق مجراهایی که قبلا بررسی کردیم فیض بی نهایتش را به ما عطا کرده است. برای کسانی که به مسیح ایمان ندارند خبری از امید زنده، واقعی و ابدی نیست!

12که زمانی از مسیح جدا، از تابعیت اسرائیل محروم و با عهدهای شامل وعده، بیگانه بودید، و بی‌امید و بی‌خدا در این جهان به سر می‌بردید. افسسیان ۲: ۱۲

دقت کنید که در آیه ۱۸، خدا ما را به این امید زنده فراخوانده است:

30و آنان را که از پیش معین فرمود، همچنین فرا خواند؛ و آنان را که فرا خواند، همچنین پارسا شمرد؛ و آنان را که پارسا شمرد، همچنین جلال بخشید.رومیان ۸: ۳۰

9خدا ما را نجات داده و به زندگی مقدّس فرا خوانده است. این نه به سبب اعمال ما، بلکه به‌خاطر قصد و فیض خودِ اوست، فیضی که در مسیحْ عیسی از ایام ازل به ما عطا شده بود، دوم تیموتائوس ۱: ۹

خدا پیش از بنیاد عالم ما را معین فرموده و برگزیده است ولی در مقطعی از تاریخ بشری ما را به طور خاص فراخوانده است تا مسیر زندگی خود را تغییر دهیم و از مسیح پیروی کنیم و در کمال دوران در اتحاد ابدی کلیسا با مسیح خداوند در زمین و آسمان جدید حضور داشته باشیم!
داستان «فراخواندن» هر ایمانداری از سوی خدا از آدم و حوا گرفته تا آخرین کسی که در انتهای تاریخ بشری نجات می یابد منحصر به فرد است؛ شاید همین لحظه که این سطور را می خوانید خدا از طریق این تارنما و در این مقطع زمانی از زندگی تان، شما را به این نجات عظیم و امید زنده فرا می خواند!
پولس رسول همچنین دعا می کند که ایمانداران افسس و به طبع همه ایمانداران تمام دوران ها به قدرت عظیم خدا نسبت به آنها واقف باشند:

19و از قدرت بی‌نهایت عظیم او نسبت به ما که ایمان داریم، آگاه شوید. این قدرت، برخاسته از عملِ نیروی مقتدر خداست… افسسیان ۱: ۱۹

این یک حقیقت بی نظیر است. خدای قادر مطلق که اینک به واسطه امتیاز منحصر به فرد فرزندخواندگی، پدر آسمانی ما شده است قدرت بی نهایتش برای تحقق قصد ازلی اش در به جلال رساندن برگزیدگانش فعال شده است؛ هیچ چیزی در این جهان هستی و هیچ قدرتی چه شیطانی و چه انسانی (چه روحانی و چه مادی) قادر نیست مانع تحقق قصد ازلی خدای پدر در رابطه با برگزیدگان شود:

31در برابر همۀ اینها چه می‌توانیم گفت؟ اگر خدا با ماست، کیست که بتواند بر ضد ما باشد؟ …38زیرا یقین دارم که نه مرگ و نه زندگی، نه فرشتگان و نه ریاستها، نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده، نه هیچ قدرتی، 39و نه بلندی و نه پستی، و نه هیچ چیز دیگر در تمامی خلقت، قادر نخواهد بود ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیحْ عیسی است، جدا سازد.رومیان ۸: ۳۱و ۳۸و۳۹

پولس سپس برای نشان دادن عظمت بی نهایت این قدرت در ادامه تصریح می کند:

19و از قدرت بی‌نهایت عظیم او نسبت به ما که ایمان داریم، آگاه شوید. این قدرت، برخاسته از عملِ نیروی مقتدر خداست 20که آن را در مسیح به کار گرفت، آن هنگام که او را از مردگان برخیزانید و در جایهای آسمانی، به دست راست خود نشانید، 21بس فراتر از هر ریاست و قدرت و نیرو و حاکمیت، و هر نامی که چه در این عصر و چه در عصر آینده ممکن است از آنِ کسی شود. 22و همه چیز را زیر پاهای او نهاد، و مقرر فرمود که او برای کلیسا سَرِ همه چیز باشد، 23کلیسایی که بدن اوست، یعنی پُری او که همه را در همه پر می‌سازد. افسسیان ۱: ۱۹-۲۳

قدرت الهی که برای نجات نهایی برگزیدگان فعال شده است همان قدرتی است که مسیح را از مردگان برخیزانید و به جلال بی نهایتی که پیش از جسم پوشیدن در الوهیت دارا بود بازگرداند!

6او که همذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست، 7بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد.
8و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید.
9پس خدا نیز او را به‌غایت سرافراز کرد و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید، 10تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین، 11و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر. فیلیپیان ۲: ۶-۱۱

بنابراین قدرت عظیم و بیکران خدای پدر برای تحقق قصد ازلی اش در نجات برگزیدگان و تقدیم آنان به عنوان عروسی بی عیب و مقدس به پسرش مسیح خداوند برای ستایش جلال خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس تا ابدالاباد در جهان هستی فعال شده است.
در آینده ای نه چندان دور، این «امید زنده» به یقین خواهد پیوست!
فیض عیسی مسیح خداوند با شما باشد و بماند. آمین



رساله افسسیان ۱

1از پولس که به خواست خدا رسول مسیحْ عیسی است، به مقدسینِ ساکن در شهر اَفِسُس، به آنان که در مسیحْ عیسی وفادارند:
2فیض و سلامتی از سوی خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح، بر شما باد.

برکات روحانی در مسیح

3متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح، که ما را در مسیح به هر برکت روحانی در جایهای آسمانی مبارک ساخته است. 4زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی برگزید تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم. و در محبت، 5بنا بر قصد نیکوی ارادۀ خود، ما را از پیش تعیین کرد تا به واسطۀ عیسی مسیح از مقام پسرخواندگی او برخوردار شویم؛ 6تا بدین وسیله فیض پرجلال او ستوده شود، فیضی که در آن محبوب به‌رایگان به ما بخشیده شده است. 7در او، ما به واسطۀ خون وی رهایی یافته‌ایم، که این همان آمرزش گناهان است، که آن را به اندازۀ غنای فیض خود، 8همراه با حکمت و فهم کامل، به‌فراوانی به ما بخشیده است. 9او راز ارادۀ خود را به ما شناسانید، بنا بر قصد نیکوی خود که در مسیح نمایان ساخت 10به جهت ادارۀ امورِ کمالِ دوران. و آن اراده این است که همه چیز را، خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است، در یکی یعنی مسیح گرد ‌آورد.
11ما نیز در وی میراث او گشتیم، زیرا بنا بر قصد او که همه چیز را مطابق رأی ارادۀ خود انجام می‌دهد، از پیش تعیین شده بودیم. 12تا ما که نخستین کسانی بودیم که به مسیح امید بستیم، مایۀ ستایشِ جلال او باشیم. 13و شما نیز در او جای گرفتید، آنگاه که پیامِ حقیقت، یعنی بشارتِ نجات خود را شنیدید؛ و در او نیز چون ایمان آوردید، با روح‌القدسِ موعود مُهر شدید، 14که بیعانۀ میراث ماست برای تضمین رهاییِ آنان که از آنِ خدایند، تا جلال او ستوده شود.

شکرگزاری و دعا

15از این رو من نیز چون وصف ایمان شما را به عیسای خداوند و محبتتان را به همۀ مقدسین شنیدم، 16از شکرگزاری برای وجود شما باز نایستاده‌ام، بلکه پیوسته شما را در دعاهای خود یاد می‌کنم و 17از خدای خداوند ما عیسی مسیح، آن پدر پرجلال، می‌خواهم که روح حکمت و مکاشفه را در شناخت خود به شما عطا فرماید، 18تا چشمان دلتان روشن شده، امیدی را که خدا شما را بدان فرا خوانده است، بشناسید و به میراث غنی و پرجلال او در مقدسین پی‌ببرید، 19و از قدرت بی‌نهایت عظیم او نسبت به ما که ایمان داریم، آگاه شوید. این قدرت، برخاسته از عملِ نیروی مقتدر خداست 20که آن را در مسیح به کار گرفت، آن هنگام که او را از مردگان برخیزانید و در جایهای آسمانی، به دست راست خود نشانید، 21بس فراتر از هر ریاست و قدرت و نیرو و حاکمیت، و هر نامی که چه در این عصر و چه در عصر آینده ممکن است از آنِ کسی شود. 22و همه چیز را زیر پاهای او نهاد، و مقرر فرمود که او برای کلیسا سَرِ همه چیز باشد، 23کلیسایی که بدن اوست، یعنی پُری او که همه را در همه پر می‌سازد.

راهنمایی           پنجره را ببندید X

با کلیک روی شماره آیات، تفسیر آنها را انتهای متن مطالعه کنید و با کلیک مجدد روی شماره آیات در بخش تفسیر به مکان اول در متن کتاب مقدس برگردید. برخی از آیات به دلیل وضوح معنایی تفسیر نشده اند و با کلیک روی شماره آنها اتفاقی نمی افتد.
همچنین با کلیک روی کلمات آبی رنگ و نگاه داشتن ماوس روی آنها در متن کتاب مقدس اطلاعات بیشتری در مورد آن کلمه در پنجره ای دیگر ظاهر می شود که با حرکت ماوس از روی کلمه آبی رنگ، آن پنجره بسته می شود.